نماگرايي راهي براي جلوگيري از تخريب بناهاي تاريخي

گفتوگو با ياسر جعفري درباره فاساديسم
نماگرايي راهي براي جلوگيري از تخريب بناهاي تاريخي
آناهيد خزير
كتاب «فاساديسم» با ترجمه ياسر جعفري، هما كرمانيان و حميد محمود اثري قابل تامل از جاناتان ريچاردز است كه در مجموعه دانش مرمت از سوي نشر «فارسيا» منتشر شد. فاساديسم به معناي حفظ نماهاي تاريخي است. جاناتان ريچاردز در اين كتاب با نگاهي تحليلي و انتقادي، فراتر از داوريهاي سطحي، فاساديسم را در بستر پيچيده فلسفههاي معماري، نظريههاي منظر شهري، اصول حفاظت ميراث، سياستهاي برنامهريزي شهري و نيروهاي بازار زمين و ساختمان بررسي ميكند. با ياسر جعفري، مترجم اين كتاب گفتوگويي صورت داديم كه از نظر ميگذرد.
ياسر جعفري در اين گفتوگو راجع به اين مفهوم ميگويد: فاساديسم در واقع يك رويكرد اجرايي با پشتوانهاي فلسفي است كه تلاش ميكند، هر دو مقوله حفاظت و توسعه را به صورات توامان در نظر بگيرد؛ به لحاظ مفهومي، حفظ يك بدنه تاريخي به شكل اصيل و احداث ساختاري جديد بر اساس نيازهاي روز در پس اين بدنه را فاساديسم مينامند؛ ممكن است بدنه مذكور حفظ شده و ساختار به آن اضافه شود كه پيچيدگيهاي اجرايي فراواني را دارد و ممكن است يك ساختار جديد با نمايي مشابه با يك الگوي تاريخي به صورت نعل به نعل اجرا شود. اگر اين اقدام در راستاي حفظ و تقويت منظر شهري باشد، مفهوم به درستي درك و پيادهسازي شده است، ولي براي مثال، اجراي يك نماي تاريخي در مكاني كه ارتباطي با سوژه ندارد حاصل از درك ناصحيح رويكرد مذكور است. بهترين مصداق را ميتوان در شرايطي دانست كه نمايي در يك بدنه تاريخي با همه جزييات مربوطه حفظ شده و ساختاري جديد در پس آن صاحب حيات مجدد شود. اين رويكرد، به لحاظ ابعاد منظر شهري، پيامدهاي اجتماعي و اقتصادي و مقوله حفاظت شهري، اهميت زيادي دارد كه ميتوان با پايش در بستر شهرهاي ايران، با دقت نظر بيشتري و به صورت علمي اين موضوع را به بحث گذاشت.
وي در اين گفتوگو درباره رواج مفهوم فاساديسم معتقد است: اين رويكرد، به شكلي ساده همواره در معماري جاري بوده است؛ بهطور ساده، تغييرات اندك در فضاي داخلي ساختمان يا حذف ديوار، ايجاد بازشو يا بسيار موارد ديگر موضوعاتي بودهاند كه در بسياري از آثار معماري تاريخي ايران نيز شاهد آن هستيم، به اين ترتيب كه شاكله يا نماي ساختمان حفظ شده ولي در داخل، تغييراتي صورت پذيرفته است. ولي از نگاه حرفهايتر، معماراني بودند كه نام آنها با اين رويكرد گره خورده است؛ براي مثال، در ميانه قرن شانزدهم ميلادي، معمار بزرگ ايتاليايي به نام آندرا پالاديو كه در اروپا به عنوان يك معمار صاحب سبك شناخته ميشود و بسياري از آثار متاخر را نيز با سبك پالاديانيسم ميشناسند، در پس نماي بسياري از آثار قرون وسطي، دست به تغييرات عظيم زد و در عين حال، نماي تاريخي مذكور را حفظ كرده است. وي قواعد كلاسيك را در آن زمان شكست و ميان نما و فضاي داخلي، يك جدايي مفهومي با هدف حفظ نماي قرون وسطايي ايجاد كرد. نهايتا با فروكش كردن تب تند جريان مدرنيسم در اروپا، افراد بسياري در حوزههاي مختلف دست به اقداماتي براي حفظ گذشته، منظر شهري، تاريخ و هويت از دست رفته شهرهاي تاريخي زدند؛ نشريات، سينما، رسانه و البته معماري وظيفه يافتند تا براي پاسداري از اين هويت در معرض خطر كاري از پيش ببرند. در اروپا و بهطور خاص بريتانيا و فرانسه، موج تخريبها فروكش كرد و درست در سه دهه آخر قرن بيستم، مجددا بناهاي تاريخي در مركز توجه قرار گرفتند ولي موج تخريبها از يك سو و نيازهاي جديد جامعه از سوي ديگر، بار ديگر مقوله فاساديسم را در مركز توجه قرار داد.
جعفري درباره فاساديسم در ايران ميگويد: فاساديسم با مفهوم علمي يا جديد آن چندان جايگاهي در ايران ندارد؛ كما اينكه حفاظت نيز به معناي مدرن آن در ايران جايگاه تاريخي نداشته و ديدگاه سنتي حفاظت با مفهوم مدرن، تفاوتهاي عمدهاي دارد ولي در هر صورت، هر دو نگاه همواره با مفهوم ايراني در جريان بوده است؛ همانطور كه قبلا ذكر شد، تغييرات ساده در ساختمان بدون اينكه تغيير در كليت آن ايجاد كنيم، شكل خفيفي از همين مفهوم است كما اينكه در بسياري از آثار ارزشمند و نفيس ملي، شاهد تغييرات ادواري در داخل و خارج ساختمان هستيم كه بعضا براي مخاطب عام و ناظر خارجي، شايد قابل تشخيص نباشد.
وي همچنين در جمعبندي ديدگاه خود راجع به فاساديسم معتقد است: فاساديسم همانند هر نحله فكري ديگر در حوزه طراحي شهري و معماري، مزايا و معايب خود را دارد. تاييد و رد آن كاملا منوط به شرايط و موقعيت اثر بوده و پيش از هر چيز بايد ارزيابي كرد كه آيا اتخاذ آن در راستاي مصلحت عمومي هست يا خير. در بسياري موارد، حفظ، تثبيت يا كپي كردن نماهاي تاريخي خاص بهواسطه كيفياتي كه دارند و اهميتشان در منظر شهري، با منافعي براي جامعه همراه خواهد بود كه باعث كاهش در هزينههاي اجتماعي اوليهاي خواهد شد كه به جامعه تحميل شده است. به اين منظور، اتخاذ چنين رويكردهايي در شهرهاي تاريخي كه عمدتا در دهههاي اخير تلاشهاي عمومي براي حفظ روح تاريخي شهر صورت پذيرفته است، ميتواند تا حد زيادي گرهگشاي رفع تعارض ميان حفظ منافع فردي و عمومي باشد.






